تبليغاتX
واسه دل خودم

واسه دل خودم

هر چه پیش آید خوش آید

غم و اندوه

بجه ها لطفا برام دعا کنید..........

ریشه در خاک

تو از دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد

و اشک من تورا بدرود خواهد گفت

نگاهت تلخ و افسرده ست

دلت را خار خار ناامیدی سخت آزرده ست

غم این نابسامانی

همه توش و توانت را از تن برده ست!

تو با خون و عرق

این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی

تو با دست تهی با آن همه توفان بنیان کن در افتادی .

.

.

تورا تزویر غمخواران زپا افکند

تو با پیشانی پاک نجیب خویش

که از آن سوی گندم زار

طلوع باشکوهش خوشتر از صدتاج خورشید ست

.

.

تو با چشمان غمباری

که روزی چشمه جوشان جاری بود

و اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افکنده ست خواهی رفت

و اشک من تورا بدرود خواهد گفت

من اینجا ریشه در خاکم

.

.

من اینجا روزی از ستیغ کوه

چون خورشید سرود فتح می خوانم

 

و می دانم تو روزی باز خواهی گشت...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 10:8  توسط الهه  | 

يارب

سلام به دوستای گلم

من این شعرو خیلی دوست دارم و تقدیم یکی از بهترین دوستام می کنم....

امیدوارم ازش خوشتون بیاد

نظرات تو پست قبل فعاله

دور از تو منم تنها

تنها منم و غم ها

هر قطره اشکم

صد موج تمنا

صد قصه پنهان

صد غصه پیدا

چو نایبی آواااز

اگر چه خاموشم

زبان دل گوید

مکن فراموشم

شد مایه رسوایی

این عشق و شکیبایی

فالی زدم از حافظ

دیشب من سودایی

این نکته به جا آمد........... داد از غم تنهایی

گر باده پرستم من

از چشم تو مستم من

در عالم هستم

از این ساغر مستم

که بی این مستی............نیرزد هستی

مـــــــــــــیرفتیو مـیـــــــــــــــدیدم کاشانه امیدم

یک سر ویران می شد

دلم لرزان می شد......

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 9:45  توسط الهه 

یا حسین..........

ا

 

ز داغ حسین اشک نم نم داریم........

در سینه تا ابد التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 13:24  توسط الهه  | 

یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود...........

سلام دوستای گلم

امیدوارم از خوندن این شعر لذت ببرید

 

پیش از اینت بیش از این اندیشه ی عشاق بود

مهرورزی تو با ما شهـــــــــــــــره ی آفاق بود

 

یـــــــاد باد آن صحبت شب ها که با نوشین لبان

بحث ذکر عشق و ذکر حلقه ی عشـــــــــاق بود

 

پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا بر کشند

منظر چشم مرا ابروی جــــــــــــانان طاق  بود

از دم صبح ازل تا آخـــــــــــــــــــــــــر شام ابد

دوستی و مهر بریک عهد و یک میثــــــتاق بود

 

سایه معشوق اگر افتاد بر عـــــــــــــــاشق چه شد

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتــــــــــــتاق بود

 

حسن مهـــــــرویان مجلس گر چه دل میبرد ودین

بحث ما در لطف طبــع و خـــــــــوبی اخلاق بود

 

بر در شاهم گـــــــــــــدایی نکته ای در کار  کرد

گفت بر هر خوان که بنشستم خــــــدا رزاق بود

 

رشته ی تسبیح اگر بگسست معــــــــــذورم بدار

دستم اندر دامن ساقی سیمین ســــــــــــــــاق بود

 

در شب قــــــــدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن

سر خوش آمد یــــــار و جامی بر کنار طاق بود

 

شعر حـــــــــــــــافظ دز زمان آدم اندر باغ خلد

دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بــــــــــــــود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:23  توسط الهه  | 

جرعــــــــــــه جان

به نام خدا

             وبه نام او كه همه در انتظار او هستيم

سلام دوستاي گلم

نماز روزه هاتون قبول ،خيلي وقته كه بدليل سرشلوغي و گرسنگي!!!!!نتونستم آپ كنم

واقعا دلم براتون تنگ شده بود

دلم براي اين روزاي قشنگ رمضان تنگ مي شه،لحظه به لحظه ي اين ماه برام مقدسه

دوستاي گلم حتما تو اين شبا همديگه رو از دعاي خير بي بهره نكنيم     

 اين شعر زيبا رواز فريدون مشيري تقديم تك تك تون مي كنم اميدوارم شما هم مث من لذت ببريد

 

 

 

.......من ،مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل يخ را با باد

نفس باد شقايق را در سينه ي كوه

صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاينده هستي را در گندم زار

گردش رنگ و طراوت رادر گونه ي گل

همه را مي شنوم ، مي بينم،من به اين جمله نمي انديشم!

به تو مي انديشم

اي سرا پا همه خوبي تك و تنها

به تو مي انديشم

همه وقت، همه جا،من به هر حال كه باشم

به تو مي انديشم

تو بدان اين را،تنها تو بدان

تو بيا،تو بمان با من،تنها تو بمان

جاي مهتاب به تاريكي شب ها تو بتاب

من فداي تو.................

به جاي همه گل ها تو بخند

اينك اين من كه به پاي تو در افتادم باز

ريسماني كن از آن موي دراز،تو بگير،تو ببند!

تو بخواه ،پاسخ چلچله ها را تو بگو،قصه ابر هوا را تو بخوان

تو بمان با من، تنها تو بمان

در رگ ساغر هستي تو بجوش

من همين يك نفس از جرعه جانم باقي ست

              آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش

 

تا ديداري دوباره مي سپارمتون به خدا.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 22:57  توسط الهه  | 

چند کلام

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم -  تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

دل دیوانه ازآن شد که نصیحت شنود- مگرش هم زسر زلف تو زنجیر کنم

آنچه درمدت هجر تو کشیدم هیهات -در یکی نامه محالستکه تحریر کنم

با سرزلف تومجموع پریشانی خود -کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آنزمان کآرزوی دیدن جـــــــانم باشد -  درنظر نقش رخ خوب توتصویرکنم  

گر بدانم که وصال توبدین دست دهد -دین و دل راهمه در بازم وتوفیر کنم   

دورشوازبرم ای واعظ وبیهوده مگوی -من نه آنم که دگر گوش  بتزویر کنم

                           نیست امید صلاحی ز فساد  حافظ

                           چونکه تقدیرچنین است چه تدبیرکنم

شعر بالا منو تو فکر برد واقعا لذت بخشه

امیدوارم شما هم لذت ببرید

فاینمن می گه:

اگر همواره مانند گذشته بیندیشید،همیشه همان چیزهایی را بدست می آورید که تا به حال کسب کرده اید

شاد و پیروز باشید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 17:25  توسط الهه  | 

فقط خدا

پرنده می داند

 خیال دلکش پرواز در طراوت ابر

به خواب می ماند.

پرنده در قفس خویش

                خواب می بیند.

 

پرنده در قفس خویش

به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد

 

 

پرنده می داند که باغ بی نفس است

و باغ تصویری است

پرنده در قفس خویش

               خواب می بیند

 سلام من اومدم

از روزای پر نشاط تابستون لذت ببرید

شعر بالا از استاد عزیز ه.ا.سایه یا همون هوشنگ ابتهاجه

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 18:26  توسط الهه  | 

همه آرزویم اما ............ چه کنم که بسته پایم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم         شمایل توبدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

 

سلام

پنجم کنکور دارم استرس کیلو چند اما دوست دارم رتبه ام خوب بشه

البته بیشتر تمرکزم رو کاردانی به کارشناسیه که اگه خدا بخواد قبولیش راحته

به هرحال التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 0:56  توسط الهه 

خدایا به امید تو

اگر حتی خداوند بندگانش را از نافرمانی کردن و گناه کردن نترسانیده بودباز هم واجب بود که انسان مرتکب هیچ گناهی نشود تا به این وسیله در برابر نعمت های او سپاسگذاری کرده باشد.امام علی (ع)

سال نو مبارک

در شگفتم از کسی که زندگی این دنیا را می بیند و باز زندگی دنیای دیگر را قبول ندارد.امام علی (علیه السلام)

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 18:27  توسط الهه  | 

اگر می خواهید خدا را ببینید به علم نجوم روی بیاورید

آلبرت اینشتین این جمله ی زیبا رو گفته

 الهی نه نیستم نه هستم نه بریدم نه پیوستم

نه به خود بیان بستم ،لطیفه ای بودم از آن مستم اکنون زیر سنگ  است دستم،

الهی فرمایی که بجوی و می ترسانی که بگریز ،می نمای که بخواه و می گویی پرهیز .

منبع :کتاب پر گهر (مناجات نامه ی خواجه عبدالله انصاری)

خدایا کمکم کن

خدایا در حاجت کسی نظر کن که تو را یک حاجت بیش نیست

الهی معنی دعوی صادقانی ،فروزنده ی نفس های دوستانی ،آرام دل غریبانی چون در میان جانیحاضری از بیدلی می گویم که کجایی ؟

الهی به یاریت نیازمندیم

ما را لحظه ای از یادت غافل نکن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 16:5  توسط الهه  |